چاپ        ارسال به دوست

گزارش جلسه پرسش و پاسخ نمایش سلام و خداحافظ

هوشمند هنرکار در جلسه پرسش و پاسخ نمایش سلام و خداحافظ عنوان کرد همواره حس کرده ام تبعیدی ام!

در ابتدای جلسه سامی صالحی ثابت با بیان چکیده ای از ویژگیهای نمایشنامه های فوگارد نظیر خوش ساخت بودن متنهای دونفره این نمایشنامه نویس، متن سلام و خداحافظ را جزو دسته نمایشنامه های پورت الیزابتی نویسنده به حساب آورد و شاخصه اصلی آن را تجسم یافتن فصل مشترک دو شخصیت نمایش در هیئت پدر دانست. فصل مشترکی که برخلاف آثار دیگر فوگارد نظیر پیوند خونی و جزیره از ذهنیت به عینیت تبدیل شده است. صالحی ثابت با این مقدمه پرسشی را با مضمون دلیل انتخاب این متن و تناسب این اجرا از نظر ساختار و درونمایه با شرایط امروز اقلیم ایران؛ مطرح و پاسخ آن را از نجفیان و هنرکار جویا شد.
هومن نجفیان منتقد و کارشناس حاضر در جلسه بارزترین تناسب اجرا با وضع موجود کشور را دغدغه معیشت و مسائل اقتصادی برشمرد که به عقیده وی در این اجرا به خوبی بر آن تأکید شده است. از سوی دیگر هنرکار کارگردان اثر در پاسخ به پرسش مطرح شده این انتخاب را ناشی از باورهای شخصی خودش و علاقه مندی همیشگی اش به دغدغه های اجتماعی دانست. سلام و خداحافظ برای هنرکار متنی بوده که طی بیست و سه سال گذشته همواره آرزوی به صحنه بردن آن را داشته است.
نجفیان در ادامه تحلیلش به سبک بازیگری نمایش پرداخت چرا که بارزترین نشانه تحقق درونمایه -دغدغه معیشتی- را از طریق بازی بازیگر میسر می دانست. نجفیان دو نوع بازیگری را در این نمایش تفکیک کرد: به عقیده وی، سامان دارابی با تکیه بر قابلیتهای جسمی و صوتی بالایش توانسته به خوبی پاساژهای حسی خوبی را هم برای خودش هم برای بازیگر مقابلش ایجاد کند. بر خلاف نسرین صالحی که فاقد این توانائی ها نشان می دهد. این منتقد و پژوهشگر تئاتر می افزاید: شاید مقایسه دارابی و صالحی به دلیل اختلاف سطح تکنیک و تسلطشان کار درستی نباشد ولی نسرین صالحی در بازیش قضاوت می کند؛ که این قضاوت مناسب این اجرا نیست از سویی بازی این بازیگر بیشتر به سمت تیپ میل کرده است.
نسرین صالحی بازیگر نقش هستر در این نمایش در پاسخ نجفیان به این نکته اشاره کرد که هیچ گونه حس قضاوتی نسبت به نقشش نداشته و آن کاری را انجام داده که کارگردانش از او خواسته. هوشمند هنرکار کارگردان نمایش در تأیید صحبت بازیگرش به این نکته اشاره کرد که نسرین صالحی همانی بوده که او می خواسته و از میان گزینه های متعدد او را انتخاب و برگزیده است. هنرکار افزود: سبک بازیگری مورد علاقه من همان زندگی کردن به روی صحنه با چاشنی استیلیزاسیون است. به عقیده من جنس بازیها در این نمایش یکدست و متناسب است.
در ادامه بررسی نمایش صالحی ثابت مجری جلسه این پرسش را مطرح کرد: دو نکته مبهم در طراحی صحنه این نمایش به چشم می خورد. یکی ریسه های نخی که جلوی آوانسن آویخته شده که مسبب نوعی فاصله انداختن بین تماشاگر و اجرا شده بی آنکه توجیه مشخصی داشته باشد و همچنین عدم پرداخت کارگردان به خلاء اتاق پدر که نقش نمادینی در این متن ایفا می کند؛ چشم پوشی از این عامل کلیدی تأمل برانگیز است.
نجفیان بر خلاف صالحی ثابت صحنه را در عین سادگی بسیار کاربردی و مؤثر دانست. از طرفی این صحنه را زمینه ساز میزانسن موفق کارگردان و موفقیت او در پرداخت هرچه بهتر نقاط عطف نمایش برشمرد. به عقیده این منتقد تئاتر ارتباط بازیگر و وسائل صحنه در این نمایش فرم گرا و به جا بوده است . هنرکار نیز در پاسخ به پرسش صالحی ثابت اینطور عنوان کرد که: وجود ریسه های نخی از یک سو تعمدی و به قصد خط خطی و چرک کردن صحنه و از سوی دیگر به منظور ایجاد برداشتها و تفسیرهای متفاوت از صحنه بوده است. کارگردان نمایش سلام و خداحافظ عقیده دارد : وجود ریسه های نخی شاید یکی دو دقیقه اول برای تماشاگر مهم باشد ولی پس از گذشت مدت کوتاهی این بازی بازیگران است که اهمیت پیدا می کند.
صالحی ثابت به عنوان آخرین سؤال این پرسش را مطرح کرد: طراحی نور نمایش به گونه ای ست که تأکید گذاری تعمدی کارگردان را بر هرچه بیشتر روشن کردن صحنه القاء می کند. با توجه به واقعیتهای متن یعنی سفید پوست بودن دو بازیگر این نمایش آن هم از قشر پائین دست محتاج به شغل آیا این تأکید نور به قصد برجسته سازی سفیدی پوست بازیگران بوده است؟!
هنرکار با اشاره به این نکته که در انتخاب این سالن اجبار داشته و با وجود ضعفهای سخت افزاری این سالن، پاسخش به این پرسش منفی ست. به عقیده او نور دکور و بقیه اجزا صحنه در این نمایش تنها و تنها زمینه ساز دیده شدن بازی بازیگران بوده است و نه چیز دیگری. هنرکار ضمن تشکر از دکتر مجید سرسنگی مدیر عامل خانه هنرمندان به تبعیدی بودن خودش در این سالها اشاره کرد: بیست و سال است که نادیده گرفته شده و کنار گذاشته شده ام. همواره حس کرده ام تبعیدی ام. تقصیر را هم نه گردن کسی می اندازم و نه ناشی از برهه مدیریتی خاص می دانم. هرگاه قصد نزدیک شدن به تئاتر شهر را داشته ام پس زده شده ام. با همه اینها این سالن بهترین انتخاب برای من بود چرا که امکان خلق صحنه های پچپچه را برایم فراهم می آورد آن هم بدون آنکه در بازی بازیگر خللی وارد سازد.
سامان دارابی بازیگر نقش جانی در ادامه سخنان هنرکار افزود: من نیز به اینکه ای کاش این اجرا در سالن سرشناس تری نظیر کارگاه نمایش اجرا می شد موافقم اما عقیده دارم برای این اجرا این سالن با تعداد مخاطب اندکش مناسب تر است. چرا که اجرای این متن نیاز به تمرکز بالا دارد که با تعداد تماشاگر زیاد این مهم امکان پذیر نیست.
جلسه با پرسش حضار از عوامل ادامه یافت و یکی از حاضران نقدی به نحوه برگزاری جلسه کرد. به عقیده این تماشاگر برگزار کنندگان جلسه کلی گوئی کرده و از جزئیات غافل ماندند ضمن اینکه به عقیده وی دو منتقد حاضر در جلسه با ارائه پیش فرضهای خود در قالب پرسش سعی به تحمیل آنها به حضار کردند.

حضور جمشید جهانزاده در این نشست از دیگر نکات جالب توجه در این جلسه بود. جهانزاده در دقایقی از جلسه به ذکر خاطرات و تجربیات خود از اجرای متنهای فوگارد که یا خود در آن شرکت داشته یا شاهد آن بوده؛ پرداخت. او مهمترین ویژگی این اجراها را دشواری امر بازیگری در آنها برشمرد.


١٨:٠٤ - يکشنبه ٥ فروردين ١٣٩١    /    شماره : ١٠٥    /    تعداد نمایش : ٢٢


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: