چاپ        ارسال به دوست

گزارشی از نشست پرسش و پاسخ نمایش "در خاک فراموشی " نوشته کامران ساعد و به کارگردانی یاسمن نصرتی

سامی صالحی ثابت منتقد و مجری جلسه با بیان اینکه در این نمایش ما با خوانش اسطوره کمتر پرداخته شده ایرانی یعنی کیخسرو مواجه هستیم نخستین پرسشش را با نمونه آوردن سه بر خوانی و مرگ یزدگرد بهرام بیضائی به عنوان نمونه های عالی جسارت در بازسازی اساطیر و پرهیز از نگاه تقدس گرایانه اینگونه مطرح کرد: این اجرا چقدر و تا کجا دغدغه بازسازی امروزین اسطوره کیسخرو  را داشته است؟

آزاده سهرابی روزنامه نگار و منتقد حاضر در جلسه در پاسخ به این پرسش بیان کرد: بهتر است ابتدا این پرسش را مطرح کنیم که در این اجرا ما با چه درامی روبرو هستیم؟ گره نمایش بر تماشاگر معلوم نیست ؛ دلیلی برای بازی در بازیهای نمایش عرضه نمی شود. نمایش به بستری بدل شده حهت گم شدن هویت مردی که از ابتدا اهمیت و لزوم این گمشدگی برای مخاطب برجسته و مهم جلوه داده نشده است و حتی در انتها گره گشائی نه از درون کنش اصلی نمایش که از بیرون از آن و توسط دخمه بان انجام می پذیرد و این اوست که هویت کیسخرو را بر زن و خودش آشکار می سازد.

فروغ سجادی دیگر منتقد و فعال تئاتر حاضر در جلسه با تأکید بر این نقص نمایش بیان کرد: ما ایرانیها از معدود ملتهائی هستیم که هویتمان گم شده. حتی به جائی رسیده ایم که نمی توانیم میان جغرافیای باستان و امروزین کشورمان رابطه ای و یا آنها را محدود کنیم. در چنینی شرایطی که این درونمایه   می توانست بسیار مناسب این متن و اجرا باشد می بینیم که در عمل هیچ رد و نشانه ای از این گم شدگی در اجرا وجود ندارد. به راستی این اجرا چه حرف تازه ای برای مخاطب تالار سنگلج دارد؟ جایگاه مخاطب در این اجرا کجاست؟

کامران ساعد نویسنده و بازیگر نقش مرد نمایش «در خاک فراموشی» با بیان اینکه سکوت کیخسرو در روزهای پایانی پیش از عروجش انگیزه اصلی او برای نگارش این متن بوده بیان کرد: هدف من از افزودن شخصیت زن در کنار اسطوره کیخسرو ، خلق نماد آن هم در مقام وجدان شخصیت اصلی یعنی کیسخرو بوده است. به عقیده من مواجه کیسخرو با وجدان خودش بی نیاز از نشانه های دیداری و شنیداری است. او متنش را ضد کشتار دانست و پایان بندی را نتیجه طبیعی این زاویه دید برشمرد.

یاسمن نصرتی کارگردان نمایش نیز در پاسخ به ایرادات وارده بیان کرد: پیشنهاد کشته شدن زن به دست کیسخرو در انتهای نمایش به پیشنهاد و خواست من به متن افزوده شده است. کیسخرو به خاطر پشیمانی از گذشته ننگین نه تنها خودش که گناه پدران و نیاکان خودش به سکوت رسیده است با اینهمه حتی چنین کسی علی رغم تمامی این سالهای پشیمانی که در دخمه سپری کرده توانائی گذشتن از خودخواهی و خودشیفتگی خود را نداشته و همین سبب کشته شدن زن به دست او    می گردد. از طرفی زن برای من نمادی از ظلمی ست که در تمامی دوران به زنان شده است.

آزاده سهرابی در پاسخ اظهارات کارگردان و نویسنده نمایش اینگونه عنوان کرد: وجدان آگاه است و نمی تواند شگفت زده شود. از طرفی خود نمایش هیچ مابه ازائی برای باور کردن اینکه زن وجدان کیسخروست ارائه نمی دهد. به عقیده من تخیل درام نویس باید از طریق نشانه ها و آن هم در متنش محقق شود که این امر درمورد این متن اتفاق نیفتاده.

فروغ سجادی نیز افزود: بنا به روایتهای معروف از جمله شاهنامه فردوسی کیسخرو  کسی ست که فر کیانی دارد و چون به آگاهی می رسد سکوت اختیار می کند پس این نکته که او با بازیابی هویت خود چنان از خودبیخود شود که وجدانش- زن-  را بکشد نمی تواند تفسیر درستی باشد.

در ادامه سامی صالحی ثابت با بیان دو شقه بودن اجرا و تقسیم شدن آن به یک نیمه کامل مختص زن و یک نیمه مستقل مختص مرد این پرسش را مطرح کرد که: آیا این جداسازی تعمدی بوده و آیا کارگردان نگاه جنسیتی به متن داشته؟

نصرتی کارگردان نمایش در پاسخ به این پرسش بیان کرد: بله من نگاه تعمدی و زنانه به متن داشته ام و می خواستم تصویر زن خرد شده تحقیر شده و همواره زیر سلطه مرد را که تا امروزه روز نیز چنین است به تصویر بکشم.

صالحی ثابت با بیان این ایراد که این نگاه نخ نما و کلیشه ایست و حرف تازه ای برای مخاطب امروزی ندارد این پرسش را مطرح کرد که : اجرا اخته شده آیا در بازبینی ها مجبور به حذف بخشی از نمایش یا متن شده اید؟

نصرتی در پاسخ این پرسش بیان کرد: اجرای حاضر با اجرای جشنواره ماه متفاوت است و ما مجبور به حذف برخی صحنه ها و دیالوگها شده ایم. یاسمن نصرتی کارگردان نمایش با استقبال از تمامی نقدهای وارد بر اثرش و مفید دانستن آنها برای کارهای آینده اش اشاره ای به عدم تناسب تالار سنگلج با طرح اجرائی خود کرده و بیان کرد که در ابتدا بنا بود این نمایش در تالار مولوی اجرا شود که با تغییر مدیریت آن تالار آن اجرا نیز منتفی گشت.

در ادامه فروغ سجادی و سامی صالحی ثابت به بازیگری کامران ساعد به خصوص در صحنه بیان عروج کیسخرو از زبان موبد اشاره کردند. صالحی ثابت ضمن تأیید ایراد سجادی به بازیگری این بخش از نمایش و ناجور بودن آن با کلیت نمایش آن را ناشی از کوتاهی کارگردان در هدایت صحیح بازیگرش دانست و بیان کرد : صرف گرفتن خنده از تماشاگر نمی تواند توجیه مناسبی بر وجود صحنه ای در نمایش باشد که هیچ سنخیتی با ژانر و سبک کلی آن ندارد. وی همچنین افزود که تفاوت سطح بازیگری نادیا فرجی و کامران ساعد این حساسیت را  می انگیزد که چرا کارگردان اصرار داشته ساعد نقش مرد را بازی کند!

نادیا فرجی بازیگر نقش زن که به خاطر بازی در این نقش برنده جایزه بازیگری نقش اول زن از جشنواره تئاتر ماه شده بود نیز به تفسیر خود در مقام یک بازیگر از علت وجودی زن در این نمایش پرداخت: در اغلب مواقع ما نمایشها را از میانه های رخداد می بینیم و این چیز تازه ای در دنیای نمایش نیست. به عقیده من تنهائی کیسخرو سبب پناه بردن او به دنیای تخیل می شود. و انسان در تخیل شروع به خلق شخصیتهایی در اطراف خود می کند. به زعم من در چنین شرایطی ست که زن برای کیسخرو موجودیت پیدا می کند.

آزاده سهرابی ضمن تقدیر از بازی پرانرژی نادیا فرجی در این نمایش نقاط قوت نمایش را اینگونه برشمرد: کوتاهی مدت زمان نمایش ؛ اجرای خوب بازی در بازیها در صحنه ای که عمق زیاد دارد و تأکید بر خودشیفتگی کیسخرو اینها نقاط قوت نمایش در خاک فراموشی هستند.

در پایان جلسه با پرسشهای حضار از عوامل نمایش و پاسخهای کارگردان و نویسنده همچنین منتقدان به این پرسشها ادامه پیدا کرد.


١٧:٣٨ - يکشنبه ٢٠ ارديبهشت ١٣٩١    /    شماره : ١٠١    /    تعداد نمایش : ٢١


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: